اکوسیستم کارآفرینی زنان : چیستی ، چرایی ،چگونگی

اکوسیستم کارآفرینی زنان : چیستی ، چرایی ،چگونگی

چکیده:

تغییر شتابان تکنولوژی درکنارساختارحاکمیتی و شرایط اجتماعی وسیاسی کشورهای در حال توسعه و پیچیدگی مناسبات اقتصاد جهانی ، شرایط ورود وپایداری در کسب وکار را به مراتب دشوار تر از قبل نموده است . بخش زیادی از این پیچیدگی را باید در نزدیک شدن مرزهای علمی در حوزه های دانشی علوم انسانی وفنی دانست که در قالب علوم بین رشته ای تجلی کرده است . انقلاب اطلاعاتی بستری برای  پیوند فناوری ، اقتصاد دانش ، جامعه شناسی ، تاریخ ، محیط زیست ، روانشناسی و زیست شناسی فراهم نمود که به واسطه آن  اندیشمندان مطالعه تک ساحتی پدیده ها را بیهوده دانسته و لزوم نگاه همه جانبه در کانون واکاوی ،تحلیل ، سیاستگذاری و برنامه ریزی را مورد تاکید قرار می‌دهند. اکوسیستم کارآفرینی نتیجه چنین نگاهی است که باور دارد کارآفرینی پدیده ای چند وجهی است که درتعامل پی‌درپی با زمینه و بستری است که در آن فعالیت می کند .

بخش اول این مقاله به بررسی تاریخچه تکامل این مفهوم و چگونگی ورود آن به ادبیات علم کارآفرینی می پردازد .  در بخش دوم ضرورت توجه به رویکرد اکوسیستم کارآفرینی در تحلیل وضع موجود، سیاستگذاری وبرنامه ریزی جهت توسعه کارآفرینی زنان پرداخته می شود و بر اساس مصاحبه‌های صورت گرفته از زنان کارآفرین در قالب کارگروههای متعدد  پیش همایش ، مهمترین مولفه های این اکوسیستم از نگاه کارآفرینان زن طرح می شود.

1 ) مقدمه :

سالهای زیادی است که صاحبنظران در خصوص لزوم رهایی اقتصاد ایران از درآمدهای نفتی ، کوچک شدن سهم دولت در فعالیت های اقتصادی و تقویت نقش نظارتی تاکید ورزیده اند . ماحصل این تلاشها در عرصه اندیشه ورزی در قالب برنامه های توسعه اقتصادی ،اجتماعی و اسناد بالادستی تجلی یافته است .سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 دست يافتن به جايگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه ی آسیای جنوب غربی(شامل آسیای میانه، قفقاز،خاورمیانه و کشورهای همسايه) با تأکید بر جنبش نرم افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل را متصور شده است(1).

سیاستهای کلان اقتصاد مقاومتی نیز که در حال حاضر تعیین کننده جهتگیری های اقتصادی است ، صراحتا توجه به کارآفرینی واشتغال را در راس برنامه خود قرار داده است . در بند اول این سند اشاره شده است که بایستی کلیه امکانات ، منابع مالی ، سرمايه های انسانی و علمی کشور  که برای توسعه کارآفرينی لازم است فراهم شود تا به این وسیله مشارکت آحاد جامعه در فعالیت های اقتصادی صورت گیرد . به این ترتیب با تسهیل و تشويق همکاری های جمعی وتأکید بر ارتقاء درآمد و نقش طبقات کم درآمد و متوسط اقتصاد از شرایط انعطاف ناپذیر کنونی وابسته به درآمد نفتی خارج وبه سمت اقتصادی پویا و مقاوم در برابر تهدیدهای نفتی تبدیل شود . علاوه بر این در بند بیستم این نیز به ضرورت ترویج فرهنگ کارآفرینی و تولید ثروت وتشویق فعالان این حوزه اشاره شده است ]2 [.

تاکید بر کارآفرینی به عنوان راهکار برون رفت اقتصاد نشان از باور مدیران کلان اقتصادی دارد و این خود جای بسی امیدواری است . با این همه شاخص های موجود تصویر امیدوار کننده ای را ترسیم نمی کند . طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد ، ایران در شاخص رقابت پذيری جهانی(2016-2015) رتبه 74 در بین 138 کشور جهان را دارد]7 [. با ارجاع به متن گزارش مشخص می شود که ایران نسبت به دوره قبل  باوجود افزایش3/0 نمره در امتیازات خود و افزایش رتبه در 8 رکن از ارکان 12گانه این شاخص ،  ۲ پله سقوط در رتبه کل داشته است . درواقع تاثیر نامطلوب عملکرد ارکان محیط کلان اقتصادی ، کارآیی بازار ، ارکان بهداشتی وآموزش ابتدایی  نسبت به سایر کشورها فضای رقابت  اقتصادی را سخت تر نموده است [1] . بدیهی است این وضعیت برای کشوری که حرکت به سمت کارآفرینی را در برنامه های کلان خود دارد مناسب نیست .ایران درشاخص سهولت فضای کسب وکار (2017) رتبه 120 بین 190 کشور جهان را دارا ست که سه پله سقوط را نسبت به سال قبل تجربه کرده است . در تحلیل این جایگاه باز این نکته مورد تاکید قرار میگیرد که علیرغم تلاشهای صورت گرفته ودستاوردهای به دست آمده در خصوص تسهیل فضای کسب وکار،عملکرد سایر کشورها وسرعت بهبود درآن ها به مراتب بیش از ایران است . تحریم اقتصادی و اختلال در سیستم مالی و اعتباری و مراودات  بین المللی بانک‌‌ها فشار زیادی بر تجارت فرامرزی وارد کرد که مهمترین عامل کاهش شاخص  سهولت کسب وکار بود(11 ).

با این که کارآفرین در ارتباط مستقیم با محیط کسب وکار است اما مولفه های دیگری نیز بر فعالیت کارآفرینانه تاثیر می گذارد که او را از صاحبان کسب وکار متمایز می کند .شاخص های متعددی در زمینه کارآفرینی وجود دارد که هر کدام با رویکرد و ارکان متفاوتی کارآفرینی را ارزیابی می کنند[2] . در این میان می‌توان به شاخص کارآفرینی که توسط موسسه توسعه جهانی کارآفرینی[3] منتشر می شود اشاره کرد . ایران در سال (2016) رتبه 80 در میان 130 کشور جهان و رتبه 14 بین 15 کشور منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را کسب کرده است ]8 [. نقطه قوت ایران در این شاخص در رکن مهارت های استارت آپ ها است که امتیاز 71/0 (میانگین جهانی42/0) و نقطه ضعف در رکن بین المللی سازی با اخذ امتیاز 09/0 (میانگین جهانی 41/0) است . اهمیت این شاخص رویکردی است که به کارآفرینی دارد .

با مقایسه همزمان سیاستهای کلان کشور از یکسو و آمارها وشاخص های جهانی از سوی دیگر در می یابیم که شکاف زیادی بین وضع موجود ومطلوب در عرصه کارآفرینی وجود دارد . جهت عبور از این وضعیت انتخاب رویکرد همه جانبه نگر آنگونه که اکوسیستم کارآفرینی به آن توجه دارد می تواند تا حد زیادی به تبیین بهتر شرایط و درک چرایی این شکاف کمک نماید .

2) اکوسیستم کارآفرینی

مطالعه تاریخ کارآفرینی از هردو زاویه علمی و عملی نشانگر پویایی ماهیت آن است. در عرصه نظری وجود تئوری‌های اقتصادی ،روانشناسی ، جامعه شناسی و تاریخی در تحلیل فرآیند کارآفرینی دلالت بر میان رشته ای بودن آن دارد . در طول تاریخ تعریف کارآفرینی و کارکردهای مورد انتظار از وی و نقشی که در توسعه برعهده داشته، ثابت نبوده است . مفاهیمی چون خطر‌پذیری ، نوآوری ، صاحب کسب وکار ، سود اقتصادی و سود اجتماعی در طی سالهای متمادی با کارآفرینی پیوند خورد .  بر همین اساس نیز اندازه گیری فعالیت کارآفرینانه نیز باشاخص های متنوع روبرو شد .  

در تعاریف اولیه کارآفرینی بیشتر بر جنبه های فردی تاکید می شد به همین دلیل تلاشها در جهت  تقویت روحیه کارآفرینی و توسعه فرهنگ کارآفرینی در الویت قرار داشت ولی به مرور نقش محیط مساعد و بسترسازی برای رشد کارآفرین مطرح شد. در واقع بروز رفتار کارآفرینانه از تعامل فرد کارآفرین  با بسیاری از عوامل دیگر صورت می پذیرد و طبیعی است که در هر محیطی تعداد بازیگران و چگونگی این تعاملات متفاوت است . این برهم کنش ها وسطح تاثیر گذاری آنها ست که در نهایت کارآفرین را شکل می دهد .اکوسیستم کارآفرینی یکی از مدلهایی است که از این خاستگاه فکری برآمده است .

واژه اکوسیستم اولین بار در سال1935 توسط آرتور تنسلی مطرح شد .او معتقد بود که هیچ موجود زنده‌ای را نمی توان خارج از محیط زیستش مورد مطالعه قرار داد زیرا با آن در تعامل است . هر موجود زنده به تنهایی یک سیستم یا مجموعه منظم است که در ارتباط با سایر موجودات زنده در یک محیط قرار دارد و مجموعه سیستم اکولوژیک یا اکوسیستم را تشکیل می دهد. استقرار پایدار هر اکوسیستم تنها در سایه مشارکت همه اجزا ممکن می شود(9) .

در سال 1996این واژه توسط  "جیمز مور " در ادبیات محیط کسب وکار مورد استفاده قرار گرفت . اکوسیستم کسب وکار شامل  افراد ، بنگاه های اقتصادی از صنایع مختلف، سازمان های دولتی، قانون گذاران و تمامی کسانی است که با آن کسب و کار تعامل وارتباط دارند. مشتریان، تامین کنندگان، کانال های توزیع ، قانون گذاران ، بازار  نیروی کار و رسانه ها از اجزای اصلی اکوسیستم یک کسب و کارند.عملکرد مناسب یک اکوسیستم در گرو ایجاد فضایی است تا تمامی اعضای آن در راستای هدف مشترک به بازدهی هدف گذاری شده برای خود نایل شوند و در این راستا از همکاری سایر اعضا بهره مند گردند (6 ).

در سال 2009 فورفاس این مفهوم را براساس مطالعات والدز در خصوص نقش محیط و شیوه تعامل آن با فرد کارآفرین در تحقق رفتار کارآفرینانه ، توسعه بخشید . وی اکوسیستم کارآفرینی را شامل کلیه عوامل محرک یا مانع فعالیت کارآفرین می داند که براحتمال موفقیت وی در ایجاد وپایداری کسب وکار جدید تاثیر می گذارد]4 [. نکته قابل ذکر این است که وقتی از زاویه اکوسیستمی به کارآفرینی نگاه می کنیم دیگر کارآفرین به مثابه یک عامل در کنار طیف عظیمی از نهاده ها وعوامل تولید در تابع تولید  اقتصادی نیست بلکه با نوآوری در روش ایجاد کسب وکار یک تابع جدید تولید تعریف می کند . به همین دلیل با مجموعه ای از عوامل که برکنش کارآفرین تاثیر می گذارد و متقابلا فعالیت فرد کارآفرین نیز آنها را تحت تاثیر قرار می دهد مواجه هستیم . در واقع این تنها یک محیط کسب وکار مطلوب یا نامطلوب  نیست که بر رفتار کارآفرینان اثر دارد بلکه خود کارآفرین در طی فرآیند کارآفرینی میتواند بر محیط کسب وکار تاثیر بگذارد وحتی گاهی محیط مناسب را برای شروع فعالیت نوآورانه و استمرار آن ایجاد نماید . برآیند این برهم کنش مداوم کارآفرین ومحیط است که در هر لحظه وضع موجود را رقم می زند .

امروزه نقش فعال کارآفرین در تعامل با محیط در پژوهش های بسیاری به شکل های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است تا جایی که دیگر کارآفرین به عنوان پدیده ای مجرد جذابیت پژوهشی ندارد . یکی از مهمترین مباحث نظری در این خصوص به مقاله آیزنبرگ برمی‌گردد.  وی در سال 2011 به تکمیل و مفهوم سازی این واژه کمک زیادی کرد(5) .

 طبق تعریف: " اکو سیستم کارآفرینی عبارت است از جامعه تعاملی در یک منطقه جغرافیایی خاص که از دو گروه بازیگران شامل افراد کارآفرین و موسسات وسازمان ها تشکیل شده است که این دو باهم تعامل داشته و در نتیجه این تعامل سازنده کسب وکار ارتقا می یابد و در طول زمان توسعه اتفاق می افتد ."

به عبارت دیگر دو عنصر در تصمیم فرد به کارآفرینی و ارتقا فعالیت کارآفرینانه واستمرار آن نقش ایفا می کنند . اولی خود فرد است و دیگری سازمانها ونهادهای خارج از او که در ارتباط با وی بوده وتصمیماتش را تحت تاثیر قرار می دهند . زمانی که از اکوسیستم کارآفرینی صحبت می‌کنیم باید تمامی عناصر آن اعم از کارآفرین ونهادهای مرتبط که در مجموع ذینفعان نامیده می شوند را در نظر بگیریم که بایستی همچون فرد کارآفرین از قرار گرفتن در اکوسیستم کارآفرینی ، منتفع شوند . این نکته رمز ماندگاری یک اکوسیستم کارآفرینی است . به همین دلیل است که اشتغالزایی که یک هدف کلان اقتصادی است به تنهایی نمی تواند خروجی قابل قبولی برای یک اکوسیستم کارآفرینی باشد مگر آنکه سایر نهادها و ذینفعان  که به طور بالقوه ویا بالفعل حامی کارآفرینان و سیاست های کارآفرینی هستند ( دانشگاهها  سازمانهای دولتی ، نهادهای مدنی ، موسسات مالی ، سرمایه گذاران، انجمن‌های صنفی ، بخش خصوصی ، مراکز رشد ، شتابدهنده ها، تشکل های کارگزی ، رهبران اجتماعی ، مراکز تحقیقاتی و....) هم از این نتیجه منتفع شوند . این موضوع به سایر اهداف مورد انتظار از کارآفرینی نیز قابل تعمیم است .

در رویکرد اکوسیستمی به کارآفرینی ، فرد کارآفرین مهمترین عامل در بین عوامل دیگر است ولی الزاما" عامل پیش برنده نیست . از آنجا که واژه اکوسیستم مفهومی پویاست ،دلالت بر وجود یک شرایط خود تنظیمی بین عوامل درون اکوسیستم دارد که اتفاقا" هر کدام سیستم منحصر بفرد ومتمایز از دیگری هستند . هرکدام از عوامل می توانند در برهه زمانی نقش برجسته تری نسبت به سایرین در پیشبرد وسرعت بخشی به اکوسیستم کارآفرینی داشته باشند ولی این نقش دایمی نیست . به همین دلیل جستجو برای راه نوآورانه با هدف ارزش آفرینی اقتصادی – اجتماعی در هریک از ارکان وقلمروهای اکوسیستم ، کل مجموعه را تحت تاثیر قرار می دهد . براین اساس شناخت مولفه ها و ارکان یک اکوسیستم کارآفرینی بسیار مهم است .                    


 در بخش تامین مالی اعطای وام های خرد ، بازار بورس اوراق بهادار  ، بازارهای سرمایه ، صندوق های سرمایه گذاری ، فرشتگان کسب وکار ، بانک‌های تخصصی و سرمایه گذاران مخاطره پذیر و جسورانه  قرار دارند که با فعالیت خود امکان رونق فضای کسب وکار کارآفرینانه را محقق می کنند.

طبق مدل آیزنبرگ اکوسیستم کارآفرینی از شش قلمرو تشکیل شده است که هر کدام می تواند عناصر متفاوتی را در اختیار داشته باشد که در شکل زیر نشان داده شده است . منظور از سیاست ، شیوه های رهبری ، ساختارها و خط مشی های دولتی است که بر عملکرد کارآفرینان و سایر اجزاء تاثیر می گذارد . برای مثال می‌توان از مواردی چون حمایت صریح از کارآفرینی ، باور به نقش کارآفرینان در توسعه اقتصادی ، حمایت های مالیاتی ، معافیت ها ، قوانین تسهیلگر به ویژه در زمینه حقوق مالکیت ورشکستگی نام برد .

قلمرو بعدی به فرهنگ اختصاص دارد . هنجارهای اجتماعی اثر گذار بر فعالیت کارآفرین شامل میزان تحمل ریسک ، شکست ، جایگاه ثروت آفرینی ، نوآوری وخلاقیت در فرهنگ و موقعیت اجتماعی کارآفرین در این دسته قرارمی گیرد . توجه به نمونه های موفق و معرفی آن ها به عنوان الگوی نقش و بستر سازی برای معرفی کارآفرینان به عنوان قهرمان ملی  پیشران های انگیزشی و از مصادیقی است که حکایت از تعامل دوسویه کارآفرین و فرهنگ دارد .

سرمایه انسانی به عنوان چهارمین عنصر اکوسیستم در مدل ایزنبرگ معرفی می شود . در این بخش علاوه بر تلقی فردی از نیروی کار اعم از ماهر وغیر ماهر ، کارآفرینان سریالی ( کارآفرینانی که همواره ایده های جدیدی ارایه کرده و مسوولیت آن را به دیگر افراد سپرده و به دنبال موضوعات جدید می روند ) به نهادها و موسسات آموزشی که با اعطای مدارک عمومی و برگزاری آموزشهای تخصصی به ویژه در زمینه کارآفرینی ضمن ظرفیت سازی کارافرینی  در تقویت و انباشت سرمایه انسانی برای کارآفرینان نقش ایفا می کنند نیز وجود دارند .

حمایت ها بخش دیگری از اکوسیستم کارآفرینی است . بخشی از این حمایت ها بایستی از سوی سمن ها صورت گیرد . در واقع برگزاری کنفرانس ، اعطای جوایز ، برگزاری نشست ها و انتقال تجربه و ایجاد انجمن‌ها و تعامل کارآفرینان نقش به سزایی در توسعه خواهد داشت .

علاوه براین بهره مندی از خدمات مشاوره ای در زمینه‌های قانونی ، بانکداری ، فنی و حسابداری در کنار تقویت زیرساختهای ارتباطی ، حما ونقل وانرژی ، مراکز رشد و پارکهای علم وفناوری بخش دیگری از حمایت هاست .

قلمرو بعدی به بازار تعلق دارد . جایی که فعالیت کارآفرین مشهود میشود . دسترسی به مشتریان بالقوه و بالفعل، کانالهای توزیع ، شبکه های کارآفرینی داخلی وجهانی ومیزان دسترسی فرد کارآفرین به این مجموعه ها عامل بسیار مهمی در شروع وادامه فعالیت کارآفرینانه محسوب می شود .این در حالی است که نوآوری های کارآفرینانه خود در روند عناصر این بخش تاثیر به سزایی داشته و درایجاد بازارهای جدید و یا رونق بازارهای فراموش شده و یا افول بازارهای موجود نقش مهمی دارند .

نکته قابل توجه در این بحث این است که تعداد ذینفعان اکوسیستم کارآفرینی ، شدت و ضعف کنش هر یک ازاین عوامل با فرد کارآفرین و جامعه کارآفرینان ، رسمی یا غیر رسمی بودن نوع روابط متناسب با شرایط و موقعیت جغرافیایی،اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی می‌تواند متفاوت باشد و با گذشت زمان تغییر یابد . این دستاورد بزرگی بود که لزوم مطالعه منطقه‌ای ومحلی را برای توسعه کارآفرینی برجسته کرد . به این ترتیب تقلید کورکورانه از تجربیات اکوسیستم های موفق کارآفرینی راه به جایی نخواهد برد.

2) ضرورت توجه به رویکرد اکوسیستمی در توسعه کارآفرینی زنان

طی سالهای متمادی عدم کارایی سیاست‌های خنثی نسبت به جنسیت در افزایش مشارکت اقتصادی زنان ، اهمیت نگاه اکوسیستمی به کارآفرینی زنان را محرز می کند. در حالی که طبق آخرین سرشماری [4]، زنان 6/49 درصد از جمعیت را تشکیل داده‌اند سهم مشارکت اقتصادی[5] آنها در حال کاهش است .  در سال 1384 سهم مشارکت زنان دراقتصاد  %17 بوده که این عدد علیرغم افزایش جمعیت زنان به 3/13 درصد کاهش یافته است ، این درحالی‌که متوسط مشارکت جهانی زنان در اقتصاد 50% است.

از طرفی سهم 2/63 درصدی مردان در مشارکت اقتصادی ودوبرابر بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان ،  این واقعیت را نشان می دهد که از ظرفیت جامعه زنان برای رشد وتوسعه اقتصادی به تمامی استفاده نشده است. اگرچه اقتصاد ایران طی دهه گذشته به واسطه تنش‌های سیاسی وتحربم اقتصادی، شرایط دشواری را تجربه کرده اما کاهش مداوم نرخ مشارکت زنان نسبت به مردان بسیار مشهود است .این واقعیت نشان می‌دهد شدت تاثیر شوک‌‌های اقتصادی بر اشتغال و مشارکت اقتصادی زنان به مراتب بیشتر از مردان است که باید مدنظر قرار گیرد.

علاوه بر ناکارآمدی در استفاده بهینه از نیروی انسانی ، اهمیت کار و نقش آن درهویت بخشی به فرد در فرهنگ وآموزه‌های ایرانی واسلامی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است . این که به انسان (فارغ از زن یا مرد بودن ) چیزی جز سعی وتلاش معنا نمی‌دهد دلالت بر اهمیت کار در حرکت تکاملی انسان دارد . در این شرایط برخورداری از امکان وفرصت برابر است که می تواند انگیزه تلاش وسازندگی باشد . با وجود چنین آموزه های متعالی است که کارآفرینی وترغیب زنان به سمت برخورداری از کسب وکار مستقل هیچگاه با ممانعت رسمی مواجه نبوده است . زنان در ورود به کسب و کار ، اخذ مجوزهای قانونی و توسعه آن از شرایط برابر برخوردارند با این همه شرایط متفاوت اجتماعی شدن زنان و مردان در جامعه باعث می شود که برخی موانع ضمنی باعث حضور کمرنگ آنها باشد .

دستاورد نشست های متعدد پیش همایش با کارآفرینان زن و صاحبان کسب وکار در حوزه های گوناگون اعم از صنعت وتجارت، کشاورزی ، محیط زیست ، صنایع دستی ، گردشگری ، فناوری اطلاعات و کارآفرینان اجتماعی نشان می‌دهد زنان علیرغم امید به حضور بیشتر در عرصه اقتصادی، به دلیل عدم وجود نگاه همه جانبه نگر به مقوله مشارکت اقتصادی زنان نتوانسته اند از فضای موجود به درستی بهره ببرند ]3[ . در واقع نبود الگویی که بتواند همه مولفه‌های تاثیر گذار بر فعالیت اقتصادی زنان را دربرگیرد منجر شده تا هرازگاهی بر اساس ضرورت‌های مختلف ، به موضوع زنان پرداخته شود وبه مانند شهابی در آسمان نمایان وپس از مدتی خاموش گردد . در خوشبینانه ترین شرایط و با فرض این که افزایش مشارکت اقتصادی زنان خواست بی بدیل همه سیاست گذاران است شاهدیم که در دوره‌ای تشویق دختران به بهره‌گیری از تحصیلات وآمو‌زش عالی مبنا قرار می‌گیرد ، زمانی طرح های گوناگون مالی در قالب تعاونی و اعتبارات خرد مطرح می شود ، دوره‌ای مجلس با اجرای مصوبه های مختلف به موضوع اشتغال زنان می پردازد. این پراکنده کاری اگرچه به لحاظ نیت وطرح موضوع قابل ستایش است ولی در نهایت قادر نیست تا هم نوایی در این خصوص فراهم آورد . در این شرایط است که ایجاد سازمانی که بتواند به طور مشخص و مدون ودر چارچوب الگوی اکوسیسیتم کارآفرینی به بررسی وسیاست گذاری در خصوص توانمند سازی وافزایش مشارکت اقتصادی زنان بپردازد ضروری است .

در حال حاضر تعدد مراکز تصمیم گیری وخط مشی‌گذاری مرتبط با زنان امکان برقراری فضای گفت وگو و تعامل در قالب اکوسیستم را هم بین نهادها و هم بین فعالان اقتصادی حوزه های گوناگون تضعیف کرده است .مضاعف بر این که به باور زنان کارآفرین این تعدد در شیوه ونگاه توسعه ای به زنان هم وجود دارد . واقعیت این است که ترویج فرهنگ کارآفرینی در بین زنان حتی اگر در مشارکت اقتصادی آنان تاثیری نداشته باشد در نگاه آنها به تربیت نسلی پویا وخلاق بی تاثیر نخواهد بود .این گونه است که نیازمند بازتعریف از برخی واژه‌ها نظیر " مادرخوب " و " همسر خوب " هستیم .

 این موازی کاری‌ها وکلاف سردرگم در نهادهای مدنی هم وجود دارد . فعالان داوطلبی که به دلیل کمبود انباشت سرمایه اجتماعی وانسانی هریک در گوشه‌ای فعالیتی خیرخواهانه جهت تعالی زنان انجام می دهند بی آنکه از دیگر گروههای مشابه باخبر باشند . زنان درقیاس با مردان از الگوهای نقش قوی و مربی کسب‌وکار برخوردار نیستند تا انگیزه های خود در زمینه ایجاد کسب وکار را توسعه بدهند . جدا افتادگی وکاستی  راه را برای ارتقا ء مقیاس فعالیت نیز کاهش می دهد . زنان نیاز دارند تا شبکه های  تجاری حرفه ای قوی داشته باشند. آنها معمولا در ایجاد گروههای عمومی وشبکه های عمومی مشکلی ندارند ولی در زمینه تشکیل یک گروه حرفه ای وتخصصی به نیروی مضاعف نیازمندند .از آنجاکه زن صاحب کسب وکار وکارآفرین الگوی دردسترس نیست . رویکرد اکوسیستمی به کارآفرینی زنان در تسریع این همگرایی موثر است .

مصاحبه و گفت وگوها با زنان کارآفرین و صاحب کسب وکار درخلال جلسات پیش همایش نشان داد که در فضای اکوسیستم زنان کارآفرین ، بخش فرهنگ به مثابه یک نهاد غیر رسمی مهمترین پیشران و عامل اثر گذار بر فرآیند کارآفرینی است و زنان برای ورود به عرصه کسب وکار و نیز تاب آوری در شرایط متلاطم اقتصادی بیشتر از هر قلمرویی با چالش های جدی در عرصه فرهنگی مواجه هستند .از سوی دیگر بیشترین تاثیر فرد کارآفرین در فعالیت های نوآورانه خود ودر تعامل با محیط ابتدا در تغییر فرهنگ ورویکردهای ارزشی منطقه تجلی یافته است . موانع فرهنگی به صورتهای مختلفی تجلی می یابد . زنان کارآفرین عدم برخورداری از الگوی نقش کارآفرینی  نسبت به مردان ، انتظارات نابجا وغیر متعارف از زنان ، دشواری ترکیب وظایف خانوادگی با کسب‌وکار که عمدتا به دلیل عدم انعطاف پذیری در مفاهیم حک شده در اذهان جامعه درخصوص نقش های مادری و همسری اتفاق می افتد از مهمترین  موانع فرهنگی برشمردند. 

زنان کارآفرین جهت عبور از این چالش‌ها راهکارهایی نیز عنوان کردند که از جمله آن می‌توان به حضور در نهادهای مدنی که با محوریت زنان فعالیت می کنند اشاره کرد . آنان این عرصه را بستری برای تقویت شبکه ارتباطی ، تقویت خودباوری و هم افزایی می دانند . در این میان نقش رسانه در سرعت بخشیدن به ترویج ارزشهای کارآفرینی زنان بلامنازع است . نکته دیگر تقویت گرایش به عمل است که به اعتقاد بانوان کارآفرین ریشه در فرهنگ دارد . اگر کارآفرینی را به مثابه یک فرهنگ بدانیم، توانمندسازی زنان در خصوص شناسایی و درک فرصتهای کارآفرینی وکسب وکار به تنهایی کافی نیست . در حال حاضر کم نیستند زنان ودختران تحصیل کرده یا صاحب فن ودانش که به واسطه سطح علمی و دوره های آموزشی فرصت هایی راشناسایی و در نظر دارند ولی این پتانسیل به قصد کارآفرینانه تبدیل نمی شود وبه اقدام نمی رسد .

در موضع آسیب شناسی این موضوع و در خلال گفت و گو ها مشخص شد که این موضوع ریشه در مسایل فرهنگی دارد . فرهنگی که درآن کنشگری زنان در عرصه های گوناگون ارزش محسوب شود جسارت وجرات تحمل ابهام وشکست را در فرد تقویت می کند و به این ترتیب امکان بهره گیری از فرصت ممکن می شود .

3) نتیجه گیری  :

 در این نوشتار سعی شد تا مفهوم اکوسیستم کارآفرینی و قلمروهای آن بیان شود . سپس به اسنتناد یافته های موجود از نگاه تجربیات زنان کارآفرین ومبتنی بر دانش ضمنی آنها که در خلال مصاحبه وگفت وگو به دست آمد موضوع چالش فرهنگی به عنوان عامل مشترک بین همه کارگروههای پنج گانه به عنوان مهمترین قلمرو اکوسیستم کارآفرینی زنان طرح شد . از آنجا که همه مولفه های اکوسیستم در تعامل پویا دایم و در حال تغییر هستند لذا شناخت دقیق و پایش مداوم  اقدامات و فعالیت های زنان کارآفرین شرط لازم برای گفتمان سازی ، وحدت رویه وفهم دقیق اکوسیستم کارآفرینی زنان است . در این راستا مطالبه مشترک زنان کارآفرین که در کارگروههای پنج گانه طی جلسات گوناگون ، ایجاد بستر برای شناسایی اکوسیستم زنان کارآفرین در ایران است . ایجاد باور و همت و گفتمان سازی در این خصوص نیزمند پیش شرطهایی است . در این راستا از دولت انتظار می‌رود تابه عنوان گام نخستین در زمینه راه اندازی پرتال مجازی زنان کارآفرین فعال برخورد کند .هدف این پرتال جمع‌آوری اطلاعات زنان کارآفرین وصاحب کسب وکار، مستند سازی تلاش آنها ، دستیابی به نهاده های تولید ، دسترسی به گروه‌های خدماتی حمایتی زنان و مربیان کارآفرینی امکان بهره گیری از دوره های مجازی است . چنانچه این بستر به همت دولت ومشارکت نهادهای مدنی و کارآفرینان زن ایجاد شود راه برای عبور از بسیاری از چالش ها فراهم می آید . تقویت مهارتهای ارتباطی بین فردی ،تقویت دسترسی به شبکه و مدل های نقش ، مهارت افزایی و کاهش ترس از شکست از دستاوردهای این اقدام خواهد بود .تلاش برای انجام این مهم وپیگیری تحقق آن وتقویت رویکرد اکوسیستمی به کارآفرینی زنان به عنوان یکی از خروجی های همایش ، در دستور کار انجمن زنان کارآفرین قرار خواهد داشت.

منابع :

  1. سند چشم انداز جمهوری اسلامی در افق 1404 ،farsi.khamenei.ir/news-content? Id=16995
  2. سیاست های اقتصاد مقاومتی ، farsi.khamenei.ir/news-content? Id=25370
  3. گزارشات پردازش شده سلسله نشست های پیش همایش ، انجمن زنان کارآفرین ، 1395
  4. Forfas, F. 2009. Entrepreneurial Ecosystem: South West Ireland, rethinking entrepreneurship. Baseline Data and Analysis, South West Ireland. Dublin. 26 p. www.forfas.ie.
  5. Isenberg, D. 2011. How to foment an entrepreneurial revolution, The Babson Entrepreneurship Ecosystem Project. 10th international Entrepreneurship Forum, Bahrain, January 11, 2011, 3-5p.
  6. Moore, James (1996). The Death of Competition: Leadership and strategy in the age of business ecosystems. New York: Harper Business.
  7.  The Global Competitiveness Report 2017-2016
  8. 8.      https://thegedi.org
  9. 9.      Valdez, J. 2000. The entrepreneurial ecosystem: toward a theory of new Business formation, University of Texas at San Antonio.85-101p.
  10. www.gemconsortium.org/
  11. 11.  www.doingbusiness.org/reports/global-reports/doing-business-2016

 

 

 



[1]. سایر ارکان عبارتند از : رکن آموزش عالی ۹ پله ، ارکان  نهادی، زیرساخت‌ها و کارایی بازار نیروی کار هر کدام ۴ رتبه و رکن‌های توسعه بازار مالی 3پله ، آمادگی فناورانه2 پله ، پیچیدگی کسب‌وکار و نوآوری هرکدام  ۱ رتبه بهبود داشته‌اند و تنها رکن اندازه بازار هیچ‌گونه تغییر رتبه‌ای نداشته است.

[2] GEM,EIP

[3] Global Entrepreneurship Development Institute(GEDI)

4) ماخذ کلیه ارقام ارایه شده داده های مرکز آمار ایران می باشد.

5) نسبت جمعيت فعال (شاغل و بيكار) 10 ساله و بيش تر (يا 15 ساله و بيش تر) به جمعيت در سن كار، 10 ساله وبيش تر (يا 15 ساله و بيش تر)، ضرب در 100

 

 

 

All Rights Reserved Copyrighted 2007-2015 by MLD Corporation